احمد
نویسه گردانی:
ʼḤMD
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن علی بن وصیف معروف به ابن خشکنانچه مکنی به ابوالحسین و لقب پدر او خشکنانچه است و او نیز یکی از فضلاست و در باب خود ترجمه ٔ او را آورده ایم . و وفات احمد به بغداد بود. یاقوت گوید: محمد ابن اسحاق الندیم ذکر او آورده و گوید: احمد کاتبی بلیغ و شاعری فصیح بود و او راست : کتاب النثر الموصول بالنظم . کتاب صناعة. کتاب الفوائد.
واژه های همانند
۳,۱۷۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۷۷ ثانیه
احمد. [ اَ م َ ](اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن صالح طبری ... شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن عبداﷲ سرماری ... شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ )ابوجعفر. رجوع به احمدبن عبید کوفی دیلمی ... شود.
احمد. [ اَ م َ ](اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن علی بیهقی ... شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن محمدبن احمدبن السید... شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن محمدبن حسن ... شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن محمد امام طحاوی ... شود.
احمد. [ اَم َ ] (اِخ ) ابوجعفر. رجوع به احمدبن نقنه ... شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابوجعفربن ابی عبداﷲ جعفربن محمد السلیق بن عبداﷲبن محمدبن حسن بن حسین الاصغربن آدم آل عبا علی بن حسین بن علی بن اب...
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابوجعفر ثقفی . رجوع به احمدبن ابراهیم بن زبیر شود.