احمد
نویسه گردانی:
ʼḤMD
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عاصم . مؤلف روضات گوید: او پسر برادر علی بن عاصم محدث است و او را ابوعبداﷲ عاصمی گفتندی و از فهرست شیخ آشکار است که او ثقه و سلیم الجنبه و کوفی الاصل و بغدادی المسکن بود و او شیخ روایت ابن الجنید است و او راست از کتب : کتاب النجوم و غیره . و در تعلیقات سمّی ما، المروج بنقل از ابوغالب زراری رحمه اﷲ آمده است که او پسر خواهر علی بن عاصم است و از این رو او را عاصمی گویند و خال من [ مراد علامه ٔ مجلسی است ] و محقق بحرانی وصف حال او آورده اند و گفته اند که او استاد کلینی است و در آخر کتاب بیاید که او یکی ازوکلائی است که روایت از حضرت صاحب علیه السلام کرده و بر معجزات او آگاه شده اند. (روضات الجنات ص 554 س 5).
واژه های همانند
۳,۱۷۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۶۷ ثانیه
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اسدی . رجوع به احمدبن علی بن احمد... نجاشی شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اسعد افندی . نام دو تن از شیخ الاسلام های ترکیه است . رجوع بصالح زاده و عریانی زاده شود. (قاموس الاعلام ).
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) الاسکندری . رجوع به احمدبن محمدبن منصوربن ابی القاسم بن مختاربن ابی بکر الجذامی الاسکندری المالکی المکنی بابی العبا...
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اسکوبی . رجوع به والهی شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اسود دینوری . یکی از شیوخ اهل طریقه ٔ تصوف معاصر قشیری . رجوع به احمدبن محمود صوفی شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اشبیلی ، ملقب به ابن الحاج . نسب او چنین است : ابوالعباس احمدبن محمدبن احمد الاشبیلی . او راست : النقد علی المقرب . (رو...
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) الاشهب الفیومی الترساوی . او راست : الاعتصام فی عقائد الاسلام ، طبع سنگی مطبعه ٔ شرف به سال 1313 هَ .ق .
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اصفهانی . رجوع به احمدبن سعد... و روضات الجنات ص 58 شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اصفهانی . رجوع به احمدبن عبداﷲ و روضات الجنات ص 75 شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) اصفهانی . رجوع به احمدبن محمدبن حسن ... و روضات الجنات ص 67 شود.