احمد
نویسه گردانی:
ʼḤMD
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد اردبیلی ، معروف بمقدس اردبیلی ، در روضات الجنات مولی احمد مقدس آمده است . او از علماء و ثقات فقهاء شیعه است . و صاحب روضات الجنات گوید: بزهد وورع و امانت و دیانت وی ، چون خلق نیکوی پیغمبر و شجاعت علی و بخشندگی حاتم ، مثل زنند. و همو بنقل از لؤلوءةالبحرین گوید: چنوئی در زهد شنیده نشده است و بنقل از انوارالنعمانیه کراماتی بوی نسبت کند. مجلسی در بحارالأنوار، او را در شمار کسانی که امام عصر رادیده اند آورده . و نیز صاحب روضات ، بنقل از صاحب لؤلوءةالبحرین ، و او بنقل از سید نعمت اﷲ جزائری شاگرد مقدس اردبیلی گوید: اردبیلی در سالهای گرانی خوراک خویش را میان خود و بینوایان بخش میکرد و برای خود بخشی چون آنان میگذاشت . در یکی از سالها که چنین کرد زنش بر وی خشم گرفت و گفت : فرزندان ما را در چنین سالی فروگذاری تا دست بسوی مردمان دراز کنند؟ و مقدس زن را ترک گفته بقصد اعتکاف بسوی مسجد کوفه رهسپار شد و بروز دوم مردی بارهای گندم و آردی پاکیزه بخانه ٔ او آورد و گفت : خداوند خانه ای که در مسجد کوفه معتکف است فرستاده است و پس از آنکه اردبیلی از اعتکاف بازگشت زن او را گفت : آردی که با اعرابی فرستادی آردی نیکوست و مقدس اردبیلی خدای را شکر گفت و از سرّ آن امر بی خبر بود . و نیز صاحب روضات بنقل از حدائق المقربین گوید: غالباً اردبیلی ، با ستور کرائی ، بزیارت ، از نجف بکاظمین می شد، در یکی از این سفرها خربنده با وی نبود هنگام بازگشت از کاظمین یکی از بغدادیان وی را نامه ای داد که بیکی از مردم نجف رساند و اردبیلی نامه بستد و در گریبان نهاد و لیکن پیاده براه افتادو میگفت از مکاری اجازه ٔ حمل این نامه ندارم و چهارپا تا نجف در جلو میراند و او پیاده میرفت . و نیز گویند هرگاه که اردبیلی برای زیارات مخصوص بحائر میرفت احتیاطاً نماز را بقصر و اتمام میگذارد. اردبیلی میگوید: ان طلب العلم فریضة و زیارة الحسین (ع ) سنة فاذا زاحمت السنة الفریضة یحتمل تعلق النهی عن ضد الفریضة بها و صیرورتها من اجل ذلک سفر معصیة. وی در اسفار و رفت وآمدهای خود تا میتوانست از مطالعه ٔ کتب و تفکر در مشکلات علوم خودداری نمیکرد. و آورده اند که یکی از زوار نجف وی را براه بدید و بعلت جامه های مندرس وی او را نشناخت و از وی درخواست تا جامه های او بشوید و اردبیلی جامه ٔ او بدست خویش بشست و نزد خداوند آن برد در این هنگام صاحب جامه او را بشناخت و مردم او را از این کار ملامت کردن گرفتند و اردبیلی گفت : حقوق برادران مؤمن بیش از آن است که با شستن جامه برابر آید. اردبیلی گوید: بنا بآنچه از احادیث و اخباربرمی آید خداوند چنانکه صبر بر قناعت را هنگام سختی دوست دارد اثر نعمت خود را بر بندگان در هنگام آسایش نیز دوست میدارد. و هرگاه کسی از وی خواهش میکرد که جامه ای گرانبها پوشد ابا نمیکرد. اردبیلی علوم معقول و منقول را نزد بعضی از شاگردان شهید ثانی و فضلاء عراقین و مشاهد معظمه خوانده است . و نزد مولی جمال الدین محمود که از شاگردان مولی جلال دوانی است نیز تلمذ داشته است و در این درس مولی عبداﷲ یزدی و مولی میرزاجان باغ نوی با او همدرس بودند. او از سیدعلی صائغ تلمیذ شهید روایت کند و امیر فضل اﷲبن عبدالقاهر حسینی تفرشی نجفی و امیر علام از شاگردان او بوده اند و مؤلف مدارک و مصنف معالم و مولی عبداﷲ تستری از اجله ٔ تلامیذ اویند. اردبیلی معاصر شاه طهماسب و شاه عباس اول صفوی و شیخ بهائی است . و میان اردبیلی و بهائی حکایاتی میباشد و میان او و شاه عباس مکاتبات بود و شاه عباس در نامه های خود تقاضی داشت که اردبیلی بایران آید و او ابا میکرد. سیدنعمت اﷲ جزائری در کتاب مقامات خود نقل میکند که اردبیلی سفارش نامه ای در باب کمک بسیدی بدست خود سید بنزد شاه طهماسب فرستاد، هنگامی که نامه بشاه رسید باحترام و تعظیم آن از جای برخاست ، و چون در آن نامه شاه را برادر خوانده بود، گفت : تا کفن وی را فراز آرند و نامه در میان آن نهاد و وصیت کرد که گاه دفن مکتوب را زیر سر او نهند تا بآن بر نکیر و منکر حجت آرد و گوید اردبیلی مرا برادر خوانده است . و نیز گویند مردی از کسان شاه عباس اول در خدمت تقصیر کرد و بمشهد امیرالمؤمنین التجا جست و از اردبیلی سفارش نامه ای برای شاه خواست . اردبیلی نامه ای مختصر بپارسی نوشت و بدست همان مرد فرستاده و عبارت نامه این است : بانی ملک عاریت عباس بداند اگرچه این مرد اول ظالم بود اکنون مظلوم مینماید چنانکه از تقصیر او بگذری شاید که حق سبحانه و تعالی از پاره ای از تقصیرات تو بگذرد، کتبه بنده ٔ شاه ولایت احمد الاردبیلی . و جواب شاه عباس باو این است : بعرض میرساند عباس که خدماتی که فرموده بودید بجان منت داشته بتقدیم رسانید امید که این محب را از دعای خیر فراموش نکنند، کتبه کلب آستانه ٔ علی ، عباس . او راست : مجمع الفائدة والبرهان فی شرح ارشاد الاذهان و زبدة البیان فی شرح آیات احکام القرآن و حدیقةالشیعة در احوال پیغمبر و ائمه و اثبات امامت خاصه بزبان پارسی و شرح الهیات تجرید و تعلیقات بر شرح مختصر عضدی و تعلیقات بر خراجیه ٔ شیخ علی و حواشی و رسائل و جوابهای مسائلی . وفات او بماه صفر سال 993 هَ .ق . در نجف بود. رجوع به روضات الجنات صص 22-24 و هم رجوع به قصص العلماء شود.
واژه های همانند
۳,۱۷۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۲ ثانیه
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن مُزدی یا مُسدی . محدث حرم است . (منتهی الارب ).
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن المستضی ٔ، مکنی به ابوالعباس . رجوع به ناصر لدین اﷲ و تجارب السلف ص 319 شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن المستکفی . رجوع به حاکم بأمراﷲ ابوالعباس ، احمدبن المستکفی شود.
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن المستنصر، مکنی به ابوالعباس . نام دو پسر مستنصر خلیفه ٔ عباسی که یکی ملقب بامیرکبیر و دیگر امیر اوسط است .
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ )ابن مستنصربن ظاهربن الحاکم بن العزیزبن المعزبن القائم بن المهدی عبیداﷲ، مکنی به ابوالقاسم و ملقب بمستعلی (469 - 49...
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن مسعود زَنتری . محدث است .
احمد. [ اَ م َ] (اِخ ) ابن مستنصر حفصی ، ابوالعباس بن ابی عبداﷲ یکی از امرای بنی حفس تونس . جلوس وی در 772 هَ .ق . بود.و او امیری عاقل و شجاع...
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن مسرور. وی بخلافت مقتدر در سال 307 هَ .ق . بر جامع الاصفهان الیهودیة بسیاری بیفزود. (مجمل التواریخ و القصص ص 524...
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن مسرور بغدادی ، مکنی به ابونصر. او راست : المفید فی علم القراآت العشرة. وفات به سال 442 هَ .ق .
احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن مسروق . رجوع به احمدبن محمدبن مسروق و ج 2 نامه ٔ دانشوران ج 2 ص 397 و صفةالصفوه ج 4 ص 104 و روضات ص 59 شود.