اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ارش

نویسه گردانی: ʼRŠ
ارش . [ اِ ] (اِخ ) ۞ یوهان ساموئل . دانشمند کتاب شناس آلمانی ،متولد در گرُس گل ُگ ُ بسال 1766 م . و متوفی در هال به سال 1828 م . او راست : فهرست همه ٔ روزنامه ها و مجموعه های آلمانی در باب جغرافی ، تاریخ و علوم علی الاطلاق (1790-1792م .) و مجموعه ٔ اطلاعات ادبی ، و آن خلاصه ای است از مؤلفات ادبی در مدت پانزده سال (1785-1800م .) و هم بیاری گروبِر دائرةالمعارفی تألیف کرده است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۴ ثانیه
عرش بلقیس . [ ع َ ش ِ ب ِ ] (اِخ ) جایگاهی است در یک روزه راه از ذمار. از آثارش فقط شش ستون رخام باقی مانده و کنار آن آبهای جاری بسیاری ...
عرش بلقیس . [ ع َ ش ِ ب ِ ] (اِخ ) تخت بلقیس ، ملکه ٔ سبا، که داستان آن در قرآن کریم مذکور است : نشستم از برش چون عرش بلقیس بجست او چون ...
سالکان عرش . [ ل ِ ن ِ ع َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از ملائکه باشد. || اهل سلوک را نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ).
آرش خوش نیت متولد دوم فروردین ماه سال ۱۳۷۷ هجری شمسی ، زاده استان فارس شهرستان استهبان میباشد
عرش السماک . [ ع َ شُس ْ س ِ ] (اِخ ) چهار ستاره است خرد و پایین تر از عوا، که آنرا عجزالاسد نیز گویند. رجوع به عرش شود. || نام صورتی از صور...
عرش الجوزاء. [ ع َ شُل ْ ج َ ] (اِخ ) نام مجموع چهار ستاره است درصورت ارنب . (یادداشت مرحوم دهخدا). کرسی الجوزاء.
عرش جسمانی . [ ع َ ش ِ ج ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب )مراد فلک اعلی است . (فرهنگ علوم عقلی از مصنفات ).
آرش کمانگیر. الف. (اخ) رجوع شود به آرش، و همچنین کمانگیر. برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به مقالۀ آرش کمانگیر در دانشنامۀ ویکی پدیای فارسی. ب. نام شعر...
آرش رئیسی‌نژاد (زاده ۱۳۶۳) پژوهشگر، تحلیل‌گر و استاد دانشگاه ایرانی است. او در حال حاضر به عنوان پژوهشگر مهمان در مرکز خاورمیانه دانشگاه علوم اقتصاد و...
تاج سایه ٔ عرش . [ ج ِ ی َ ی ِ ع َ ] (اِخ ) کنایه از سرور عالم صلی اﷲ علیه و آله وسلم . (آنندراج از مظهر العجایب ).
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ صفحه ۶ از ۶ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.