اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اشعری

نویسه گردانی: ʼŠʽRY
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن احمدبن یحیی بن عمران . از علمای شیعه بود. او راست : کتاب الجامع. کتاب النوادر. کتاب ما نزل من القرآن فی الحسین بن علی (ع ). (ابن الندیم ). و صاحب ریحانة الادب نیای وی عمران را فرزند عبداﷲبن سعدبن مالک اشعری دانسته و او را از فقیهان اوایل قرن چهارم هجری شمرده است و هم آرد: سعدبن عبد اشعری از وی روایت کرده است و ابوجعفر از محمدبن خالد برقی روایت دارد. و علاوه بر تألیفات مذکور این دو کتاب را نیز به وی نسبت داده است : مناقب الرجال . نوادرالحکمة. رجوع به ریحانة الادب ج 1 ص 79 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
اشعری . [ اَ ع َ ](ص نسبي ) منسوب به اشعر. رجوع به اشعر شود. || منسوب به فرقه ٔ اشاعره . رجوع به اشاعره شود.
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن اشعری شود.
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر احمدبن عیسی بن عبداﷲبن سعدبن مالک بن احوص بن مالک اشعری . از فرزندان جماهربن اشعر بود که در قم میزیست و ...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالقاسم سعدبن عبداﷲبن ابی خلف اشعری قمی . از اعیان و وجوه شیعه و معروف به شیخ الطایفه با امام عسکری (ع ) معاص...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوموسی . رجوع به ابوموسی اشعری شود.
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) بلال بن سعدبن تمیم سکونی اشعری . از تابعین شام بود و از پدرش روایت دارد و او را صحبتی است . اوزاعی و عمروبن شراحی...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) تمیم بن اوس اشعری . از محدثان بود. از عبداﷲبن بشر روایت کرد و مردم شام از وی روایت دارند.وی بروزگار خلافت هشام بن...
حسن اشعری . [ ح َ س َ ن ِ اَ ع َ ] (اِخ ) رجوع به تاج الدین شود.
علی اشعری . [ ع َ ی ِ اَ ع َ ] (اِخ ) ابن احمد مصری شامی شافعی اشعری ، مشهور به ابن صدقة. رجوع به علی مصری شود.
علی اشعری .[ ع َ ی ِ اَ ع َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن اسحاق بن سالم بن اسماعیل بن عبداﷲبن موسی بن بلال بن عامربن ابی موسی عبداﷲبن قیس اشعری...
« قبلی صفحه ۱ از ۳ ۲ ۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.