اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اصر

نویسه گردانی: ʼṢR
اصر. [ اَ ] (ع مص ) شکستن . (منتهی الارب ) (قطر المحیط) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). اصر چیزی ؛ شکستن آنرا. (از اقرب الموارد). || مایل کردن . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). میل دادن . (آنندراج ).اصر کسی بر دیگری ؛ مایل گردانیدن او را نسبت به دیگری . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). || اصار ساختن برای خیمه . (منتهی الارب ). اصار ساختن برای خانه . (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به اِصار شود. || بازداشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ناظم الاطباء). اصر کسی را؛ حبس کردن او را. (قطر المحیط).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ صفحه ۱۰ از ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.