افضل الدین
نویسه گردانی:
ʼFḌL ʼLDYN
افضل الدین . [ اَ ض َ لُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن ناماواربن عبدالملک خونجی . رجوع به افضل الدین خونجی و محمدبن ناماوار در همین لغت نامه شود.
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
افضل الدین کرمانی . [ اَ ض َ لُدْ دی ن ِ ک ِ ] (اِخ )خواجه محمد. مؤلف دستورالوزراء آرد: وی بوفور فضایل و کمالات نفسانی و کثرت وقوف در سرانج...
افضل الدین خاقانی . [ اَ ض َ لُدْدی ] (اِخ ) بدیل علی خاقانی شاعر معروف . رجوع به افضل و خاقانی در این لغت نامه و نفحات الانس ص 396 شود.