اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

الی

نویسه گردانی: ʼLY
الی . [ اِ ] (اِخ ) ۞ رجوع به الیاس شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۰ ثانیه
قِصَّ علی هذا. عبارتی است عربی که به نظر می رسد تنها در متن های فارسی، به معنی های «غیره»، «از اینجمله» و «مانند اینها»، بکار می رود. از کاربُرد عمومی...
مواد شیمیایی دارای منشاء حیوانی یا گیاهی را آلی می‌نامند این ترکیبات به علت ضروری بودن نیروی حیاتی برای تولیدشان - از مواد معدنی (مواد غیرآلی) متمایز ...
ترجمه: «قیاس کن بر این». توضیح: بعد از بیان مطلبی به موارد مشابه آن اشاره می شود و برای این که برسانند که حکم این موارد مشابه مانند همان موردی است که ...
گویجه علی . [ ج َ / ج ِ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه . واقع در 22هزارگزی جنوب خاوری میاندوآب و 2هزار...
لازربن علی . [ زِع َ ] (اِخ ) دُن . نام مردی از اهالی طلیطله در قرن دوازدهم و سیزدهم میلادی . (الحلل السندسیة ج 2 ص 384).
علی یاربیک . [ ع َ ب َ ] (اِخ ) ابن شادی خان . پدر او به عهد صفویه از جانب پادشاه هندوستان والی قندهار بود و پس از فتح قندهار توسط سپاه قزلب...
علی یشرطی . [ ع َ ی ِ ی َ رُ ] (اِخ ) ابن احمد مغربی یشرطی شاذلی . وی شیخ طریقه ٔ یشرطیة از طرق شاذلیة بود. در سال 1211 هَ . ق . در بنزرت متول...
علی یشکری . [ ع َ ی ِ ی َ ک ُ ] (اِخ ) ابن محمودبن حسن بن نبان یشکری ربعی . وی فلکی بود و در سال 595 هَ . ق . در بصره متولد شد واصل او از ب...
علی یمامی . [ ع َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) ابن شیبان بن محرزبن عمروبن عبداﷲبن عمروبن عبدالعزیزبن سحیم حنفی سحیمی یمامی . مکنی به ابویحیی . رجوع ب...
علی یمامی . [ ع َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) ابن طلق بن منذربن قیس بن عمروبن عبداﷲبن عمربن عبدالعزی بن سحیم حنفی سحیمی یمامی . رجوع به علی سحیمی ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.