الی
نویسه گردانی:
ʼLY
الی . [ اِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه در 20 هزارگزی جنوب باختری تربت حیدریه سر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به زاهدان . تپه و معتدل است . سکنه ٔ آن 422 تن شیعه ٔ فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و پنبه و شغل مردم زراعت و گله داری و کرباس بافی است . راه مالرو دارد. و از تجرود میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۶ ثانیه
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم بن عمربن خلیل شیحی بغدادی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی ...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمد قزوینی بغدادی شافعی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به تاج الدین . رجوع به علی قزوینی شو...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن بهاءالدین بغدادی حنبلی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین . فقیه و محدث بود که در حدو...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبدالحمید هیتی بغدادی دمشقی صالحی . رجوع به علی هیتی شود.
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ](اِخ ) ابن محمدبن عبدالرحمان بغدادی حنفی ، مشهور به آمدی و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی آمدی شود.
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمودبن ابی العزبن احمدبن اسحاق بن ابراهیم کازرونی بغدادی شافعی ، ملقّب به ظهیرالدین . رجوع...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن نصربن منصوربن بسام عبرتائی بغدادی ، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن بسام . رجوع به ابن ب...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ )ابن محمدالشاه الظاهری بغدادی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به ابن الشاه الظاهری و علی (ابن محمد...) شود.
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمد بغدادی ، ملقّب به علأالدین . مفسر و فقیه قرن هشتم هجری است که در سال 741 هَ . ق . درگذشت . ا...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن سعیدبن عبداﷲبن حسین سویدی بغدادی عباسی ، مکنّی به ابوالمعالی . رجوع به علی سویدی شود.