انتحاض
نویسه گردانی:
ʼNTḤAḌ
انتحاض . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کم گوشت گردیدن اندام و رفتن آن ، و گویند مجهول استعمال شود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رفتن گوشت . (از اقرب الموارد). نزار شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || رندیدن گوشت از استخوان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (صراح ) (از اقرب الموارد). گوشت از استخوان باز کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
انتهاض . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برخاستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). بلند شدن . (از اقرب الموارد). راست ایستادن . ایست...
انتهاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فرصت یافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ فارسی معین ). قابو (فرصت ) یافتن . (غیاث...