انتحال کردن
نویسه گردانی:
ʼNTḤAL KRDN
انتحال کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شعر یا سخن دیگری را گرفتن :مرا هم سزد که این ابیات را از حسن اسدی در مرثیه ٔ معن زائده انتحال کنم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 446).
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.