اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

انتعاش کردن

نویسه گردانی: ʼNTʽAŠ KRDN
انتعاش کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عیش کردن . خوشی کردن :
می پرست من می و پیمانه نگذارد ز دست
انتعاشی هر دم از روی دل ما میکند.

اسیر (از بهار عجم ).


بخواب نیست خیالی میسرم که شبی
خیال خواب کنم شاید انتعاش کنم .

اسیر (از بهار عجم ).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.