اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

انگاردن

نویسه گردانی: ʼNGARDN
انگاردن . [ اَ / اِ دَ ] (مص ) ۞ پنداشتن . تصور کردن . گمان بردن . (برهان قاطع) (آنندراج ). انگاشتن . انگاریدن . فرض کردن . گرفتن :
همه شاه بگذارد از تو همی
بدی نیکی انگارد از تو همی .

فردوسی .


و رجوع به انگار و انگاره و انگاشتن شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.