بارگیری کردن
نویسه گردانی:
BARGYRY KRDN
بارگیری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) انباشتن و بستن . بر ستور یا کشتی و مانند آن نهادن حمل را. بارگیری کردن کشتی ، پر کردن آن به محمولات . || در تداول عامه ، بسیار خوردن .
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.