گفتگو درباره واژه گزارش تخلف بازاستاد کردن نویسه گردانی: BAZʼSTAD KRDN بازاستاد کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) متوقف شدن . || منصرف شدن : به که در سوزنش میخواستم داداز آن تدبیر بازاستاد کردم .سوزنی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود