باغ
نویسه گردانی:
BAḠ
باغ . (اِخ ) دهی است از دهستان قوشخانه بخش باجگیران شهرستان قوچان که در 70 هزارگزی شمال باختر باجگیران واقعاست . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر با 238 سکنه و آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و میوه و شغل مردمش زراعت و قالیچه و گلیم بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
واژه های همانند
۴۸۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۶ ثانیه
باغ نو. [غ ِ ن َ ] (اِخ ) باغی به سمرقند بود که بایسنقر میرزادر آنجا بارعام می داد. (از حبیب السیر ج 4 ص 223).
باغ نو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش مرکزی شهرستان آباده که در 66 هزارگزی جنوب اقلید و 3 هزارگزی جنوب راه فرعی آسپاس ...
باغ نو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اربعه ٔ پائین بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد که در 58 هزارگزی جنوب فیروزآباد بر کنار راه عمومی هنگ...
باغ نو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کامفیروز بخش اردکان شهرستان شیرازکه در 53 هزارگزی خاور اردکان بر کنار راه فرعی پل خان به خانی ...
باغ نو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان افروز بخش قیر و کارزین شهرستان فیروز آباد که در 24 هزارگزی جنوب باختر قیر و 83 هزارگزی باخترراه عم...
باغ نو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور که در یکهزارگزی جنوب باختری نیشابور و در جلگه واقع است . ناحیه ای ...
باغ نو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد که در 5 هزارگزی شمال باختر تربت جام بر سر راه مالرو عم...
باغ نی . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ شهرستان کرمانشاه که در یک هزارگزی شمال شهر کرمانشاه برکنار شوسه ٔ کرمانشاه به طاق بستان...
پشت باغ . [ پ ُ ] (اِخ ) نام دیهی از توابع بیضا فرسخی بیشترمیانه شمال و مغرب تل بیضاست . (فارسنامه ٔ ناصری ).
پکی باغ . [ پ َ ] (اِخ ) نام دیهی در تنکابن که اکنون سکنه ٔ آن به اُمیچ کلا قریه ٔ مجاور آن هجرت کرده اند. (مازندران و استراباد رابینو ص 25).