گفتگو درباره واژه گزارش تخلف بجع نویسه گردانی: BJʽ بجع. [ ب َ ج َ ] (ع اِ) مرغ ماهی خوار. پلیکان ۞ . مرغ سقا. (دزی ج 1). اینکه برخی پرنده شناسان آنرا مرادف قو ۞ دانسته اند اشتباه است . (از نشوء اللغة ص 78). پرنده ٔ معروفی است و یکی آن بجعة است . (از اقرب الموارد). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه واژه معنی بجا گذاشتن بجا گذاشتن . [ ب ِ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) ۞ بر جای نهادن . باقی گذاشتن . باقی نهادن . گذاشتن و رفتن . بجا ماندن . (آنندراج ). بر جای نهادن : فر... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود