اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بحبوحة

نویسه گردانی: BḤBWḤ
بحبوحة. [ ب ُ ح َ ] (ع اِ) میان و وسط هر چیزی . (ناظم الاطباء). وسط مکان .اصل و میان چیزی . بحبوح . (منتهی الارب ).
- بحبوحةالجنة ؛ میان بهشت . (مهذب الاسماء): من سره ان یسکن بحبوحة الجنة فلیلزم الجماعة. (حدیث ).
- بحبوحةالدار ؛ میان سرای . خیاره . (تاج العروس ). مأخوذ از تازی ، میان خانه و وسط آن . (ناظم الاطباء).
- در بحبوحه ؛ در گیراگیر کار. در وسط کار.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
شلوغی،
بحبوحه: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: اودان udān (سنسکریت: uddāna) گرفا garfā (سنسکریت: garbha) نیوه nive (کردی) گیراگیر g...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.