اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بدل

بدل . [ ب َ ] (ع مص ) ۞ تغییر. تغییر دادن . (از اقرب الموارد). || عوض و جانشین کردن . جانشین کردن چیزی باچیز دیگر. (از اقرب الموارد): بدلت الثوب بغیره بدلاً؛ عوض کردم آن جامه را با غیر آن . (ناظم الاطباء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
بدل . [ ب َ دَ ] (ع اِ) هرچه بجای دیگری بود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آنچه بجای دیگری ایستد. (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب ...
بدل . [ ب َ دَ ] (ع مص ) ۞ درد گرفتن دستها و پاها. درد گرفتن مفاصل و دستها وپاها. (از ناظم الاطباء). درد گرفتن مفاصل و دستها یا درد گرفتن است...
بدل . [ ب ِ ] (ع اِ) هرچه بجای دیگری بود.بَدَل . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) ۞ . || (ص ) شریف و کریم . (ناظم الاطباء). شریف و کریم...
بدل . [ ب َ دِ ] (ع ص ) کسی که پاها و دستها و مفاصل وی درد کند. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).
بدل . [ ب ُ دُ ] (اِ) جمعی است سر و پا برهنه که آن را در هند بودله گویند و زن فاحشه ٔ کوچه گرد را بودلی . (آنندراج ) : همه رفعت مآب لیک دنی ...
(badal) (= جایگزین؛ در دستور زبان) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: ژگیر žegir (کردی: جیگیر)*** فانکو آدینات 09163657861
حب بدل . [ ح َب ْ ب ِ ب َ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (افیون ) حب ترک تریاک . حکیم مؤمن گوید: جهت درد سر مزمن و ضعف معده و جگر نافع و قاط...
این واژه ها عربی است و پارسی جایگزین آنها اینهاست: وینیم (سنسکریت: وینیمَیَ) ویاهور (سنسکریت: ویاوَهور)
علی بدل .[ ع َ ب َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نجف آباد، شهرستان بیجار. واقع در 9 هزارگزی شمال باختری شهر بیجار، و 6 هزارگزی شمال راه شوس...
نسخه بدل . [ ن ُ خ َ / خ ِ ب َ دَ ] (اِ مرکب ) صورتی دیگر ازکلمه یا کلامی در نسخه ای دیگر از کتابی و از آن بدین صورت «خ . ل .» یا «ن ل » رمز کن...
صفحه ۱ از ۳ ۲ ۳
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید