گفتگو درباره واژه گزارش تخلف بشقاب نویسه گردانی: BŠQAB بشقاب . [ ب ُ ] (ترکی ، اِ) ۞ پشقاب . (از غیاث ) (آنندراج ). ظرف غذاخوری پهن و گرد و کم عمق مانند دوری و رکابی که سکر و سکرچه نیز گویند. (ناظم الاطباء). ظرف پخ که در آن چلو یا پنیر و سبزی و امثال آن گذارند. لب تخت . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۵ ثانیه واژه معنی بشقاب همتای پارسی این واژه ی ترکی، این است: اِستَک (پهلوی) نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. ابوالقاسم مستقیمی ۱۳۹۳/۱۰/۰۶ 2 3 گویش مردم انارک یک گویش پارسی میانه است مردم در تلفظ بشقاب کلمات زیر را استعمال می کنند پخشاو یا پشخاو-که احتمالا صحیح آن یخشاو است که در استعمال عامیانه پشخاو شده مثل نسخه که نخسه شده یا تاکسی که تاسکی شدهاما پخشاو یک کلمه مرکب است از پخش +او= آّب به معنی ظرفی که در آن آب پخش می شود.این کلمه در فارسی بوسیله فارس های عرب زده معرب شده و به بشقاب تبدیل شده امیر ۱۳۹۹/۱۰/۲۶ 5 4 جناب به نظر عکس این است بشقاب تورکی در لفظ شما انارکی ها تبدیل به پشخاو شده امیر ۱۳۹۹/۱۰/۲۶ 4 3 یعنی دهخدا ادم به اون باسوادی نفهمیده که بشقاب فارسی است و گفته کلمه ایست تورکی عجبا احمد ۱۳۹۷/۰۹/۱۶ 2 9 بش در ترکی به معنی خالی و قاب به معنی ظرف است. بشقاب یعنی ظرف خالی. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود