اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بشولیده کردن

نویسه گردانی: BŠWLYDH KRDN
بشولیده کردن . [ ب َ / ب ِ / ب ُ دَ / دِ ک َدَ ] (مص مرکب ) پریشان کردن . برهم زدن :
بنالم از غم این روزگار و این آکفت
که هرچه بد سبب شادی و نشاط برفت .
سپید شد سر و اقبال و سال روی بتافت
زمانه حال بشولیده کرد و بخت بخفت .

(از تاریخ بیهق ).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.