اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بکلی

نویسه گردانی: BKLY
بکلی . [ ب ِ ک ُل ْ لی ] (ق مرکب ) تمام . تمام و کمال . کلاً. تماماً. بالمره :
ما بمردیم و بکلّی کاستیم
بانگ حق آمد همه برخاستیم .

مولوی .


و رجوع به کل شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.