اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بوده

نویسه گردانی: BWDH
بوده . [ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) وجودداشته و هستی داشته . (ناظم الاطباء).وجودداشته . موجود. (فرهنگ فارسی معین ) :
ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد مانده و فرسوده ما.

نظامی .


ورای همه بوده ای بود او
همه رشته ٔ گوهرآمود او.

نظامی .


|| واقعشده . حادث گشته . (فرهنگ فارسی معین ). شده وگشته . (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
گم بوده . [ گ ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) گم شده . از دست داده شده : که بیژن بجایست خرسند باش بر امید گم بوده فرزند باش . فردوسی .همه درددل پیش...
بوده نان . [ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) نانی که خمیر آن برنیامده باشد و مدت چهل روز آنرا درآفتاب خشک کرده باشند. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).
پنج بوده . [ پ َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) نصف عشر است زیراکه ده بوده عشر را گویند که ده یک باشد. (آنندراج ).
خم بوده پشت . [ خ َ دَ / دِ پ ُ ] (ص مرکب ) منحنی قامت . دولا. پشت دوتا : شنید این سخن پیر خم بوده پشت بتندی برآورد بانگی درشت .سعدی (بوستان ).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.