اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بویژه

نویسه گردانی: BWYŽH
بویژه .[ ب ِ ژَ / ژِ ] (قید مرکب ) خصوصاً. مخصوصاً. علی الخصوص . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) :
به هر کار مشتاب ای نیک بخت
بویژه بخون زآن که کاری است سخت .

فردوسی .


بترسم ز آشوب بدگوهران
بویژه ز دیوان مازندران .

فردوسی .


که چونین سخن نیست جز کار زن
بویژه زنی کوبود رای زن .

فردوسی .


|| امیدوار. (ناظم الاطباء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.