گفتگو درباره واژه گزارش تخلف به نویسه گردانی: BH به . [ ب ُ ] (اِ) بوم و جغد. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) ۞ . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۴۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۵ ثانیه واژه معنی به طور تصادفی همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی) به طور اتفاقی همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی) به سمع رساندن به آگاهی رساندن، آگاه کردن. سعدی: شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت*** پیداست که قاصد چه به سمع تو رساند. (فرهنگ بزرگ سخن). * پیوست به سایت با سلام می خواستم اذلاعاتی در مورد ایل کلکو بدست بیاورم تر زدن به کسی شخصیت کسی را به چالش کشیدن رو به اضمحلال رو به زوال و نابودی رفتن مقرون به صرفه مقرون به صرفه. با صرفه، با فائده، با سود، سودآور. کم خرج، کم هزینه، ارزان. توضیحات: بطور کلی، اگر در مورد کاری سود و زیان حاصل از انجام آن در ن... قارچ به داشته قارچ اورگانیک- نوعی از قارچ که در شرایطی بسیار پیشرفته و بهداشتی پرورش یافته و مورد بهره برداری قرار گیرد . مقابله به مثل این عبارت عربی است و پارسی جایگزین این است: پرتیکره pratikre (سنسکریت) شبیر به کسر ب این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ صفحه ۲۵ از ۵۰ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود