اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

پایمالی کردن

نویسه گردانی: PAYMALY KRDN
پایمالی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درنگ کردن و تعلّل :
چو دشمن دشمنی را کرد پیدا
نشاید نیز کردن پایمالی .

ناصرخسرو.


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.