پایندگی کردن
نویسه گردانی:
PAYNDGY KRDN
پایندگی کردن . [ ی َ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نگاهداری کردن . سرپرستی و محافظت کردن قیِّم : گفت ای پیغمبر خدا آن وقت که این فرزند در شکم من بود عهدکرده ام با خدای تعالی که خدمت این خانه ٔ بیت المقدس کند و بعبادت و بندگی خداوند مشغول باشد و اکنون که او را پایندگی کند؟ آن قوم هر یکی گفتند که ما او راپایندگی کنیم . (قصص الانبیاء). و اندیشه کرد که من پیر شده ام و مرا فرزندی نیست که بعد از من نام نگاه دارد و مریم را پایندگی کند. (قصص الانبیاء). قلم آن کس که بر روی آب ایستد پایندگی کند. (قصص الانبیاء).
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.