پزشک . [ پ ِ زَ / زِ ] (اِ) کسی که بدرد بیماران رسیدگی کند و بتدبیر و دارو شفا بخشد. پزشک .بجشک . طبیب . متطبب . حکیم . آسی . مُعالج : بر روی پز...
پزشک خانه . [ پ ِ زِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جای پذیرائی پزشکان خارج از بیمارستان . (فرهنگستان ). مطب . کلینیک ۞ .
روان پزشک . [ رَ وام ْ پ ِ زِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) در تداول امروز، آنکه شغل وی روان پزشکی باشد. کسی که در روان پزشکی ماهر باشد. کسی که در ...
دندان پزشک . [ دَ پ ِ زِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) کسی که دندان را معالجه کند. طبیب دندان . پزشکی که در معالجه ٔ بیماریهای دندان و کشیدن و پر کر...
برزویه پزشک. رجوع شود به برزویه. برای اطلاعات بیشتر، مقالهٌ برزویه پزشک در دانشنامهٌ ویکی پدیای فارسی قابل تأمل می باشد.
پزشک دستیار.[ پ ِ زِ دَ ] (اِ مرکب ) طبیب معاون . (فرهنگستان ).
احمد احمدی، معروف به پزشک احمدی از شکنجهگران حکومت پهلوی بود که با تزریق آمپول هوا و آمپول های سمی، مخالفان و منتقدان حکومت را به قتل میرساند.
محتو...