پل
نویسه گردانی:
PL
پل . [ ] (اِخ ) رجوع به اسیوند (طائفه ٔ...) شود.
واژه های همانند
۱۷۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۶۹ ثانیه
دسته پل . [ دَ ت َ / ت ِ پ َ ] (اِ مرکب ) دسته چالک . رجوع به الک دولک شود.
ساری پل . [ پ ُ ] (اِخ ) موضعی است در جوزجان ، نزدیک به شبورقان ، و در قسمت علیای رودخانه ٔ شبورقان ، و گویا شهر قدیم انبار در محل آن قرار دا...
تخته پل . [ ت َ ت َ / ت ِ پ ُ ] (اِ مرکب ) جسر و معبر چوبی . (ناظم الاطباء). پلی که از تخته ها بر خندق قلعه سازند تا در قلعه آمد و رفت واقع شود...
بجای پل عابر پیاده بکار برده شود.
لرستان را می توان سرزمین پله ای تاریخی نامید به طوریکه در این استان بیش از 70 پل تاریخی وجود دارد.
پل های گاومیشان، شاپوری(شکسته)،کلهر ، پل آجری، پل...
پال بنجامین آستر (به انگلیسی: Paul Benjamin Auster) رماننویس، فیلمنامهنویس، شاعر و مترجم آمریکایی است. او متولد نیوآرک، نیوجرزی است. شهرت او بیشتر ...
منطقه و محله ای است در تهران که همچنان نام قدیمش را حفظ کرده است. پیش از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید دروازه هایی داشت برای حفظ امنیت و د...
شل و پل . [ ش َ ل ُ پ َ] (ص مرکب ، از اتباع ) شل و پر. و رجوع به شل شود.
پل و پا. [ پ َل ُ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) پا. پر و پا : دریغ این بر و برز و بالای تورکیب دراز و پل و پای تو.فردوسی .
پل مغاک . [ پ ُ ل ِ م َ ] (اِخ ) موضعی است به حوالی سمرقند. (حبیب السیر چ طهران جزء 3 از ج 3 ص 287).