اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

پل

نویسه گردانی: PL
پل . [ پ ُ ] (اِخ ) محلی در 164هزارگزی طهران میان نودِژ و قم و آنجا ایستگاه ترن است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۷۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
سبز پل . [ س َ پ ُ ] (اِ مرکب ) کنایه از آسمان . (آنندراج ) (مجموعه ٔ مترادفات ص 10) : شبی روی خود شسته از آب و گُل گلی کآن بود زینت سبز پل ...
پل رود. [ پ ُ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه رامسر به لنگرود میان قلعه چای و شیرمحله در 514100 گزی طهران .
پل رود. [ پ ُ ] (اِخ ) رودخانه ای است که به بحر خزر میریزد و محل صید ماهی است . (از جغرافیای اقتصادی ایران تألیف کیهان ص 32).
پل پخت . [ پ ِ ل ُ پ ُ ] ۞ (اِ مرکب ، از اتباع ) در تداول عوام ، ساخت و پاخت . قرارهای محرمانه .
تخت پل .[ ت َ پ ُ ] (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی در شهرستان زابل است که در شش هزارگزی باختر ده دوست محمد و دوهزارگزی راه مالرو تخت شاه به ...
پل لوه . [ پ ِ ل ْ، ل ُ وِ ] (اِخ ) ۞ پل وه (نیکلادو). کاردینال فرانسه . یکی از رؤساء «لیگ ». (1518 - 1594م .).
پل لوکس . [ پ ُ ] (اِخ ) ۞ کاستر و پل لوکس دو پهلوان افسانه ای که بعقیده ٔ یونانیان قدیم پسران ژوپیتر و لدا باشند که به آسمان برداشته شدن...
پل لیکو. [ پ ِ ک ُ ] (اِخ ) ۞ ادیب ایتالیائی متولد در سالوس . وی نه سال در زندانهای شپیل برگ ۞ محبوس ماند و کتاب الم انگیز خویش را بنام ...
گالش پل . [ ل ِ پ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل ، واقع در 13هزارگزی شمال باختری آمل کنار شوسه ٔ آمل به محمو...
پل لیسن . [ پ ِ س ُ ] (اِخ ) ۞ پل . ادیب معاصر لوئی چهاردهم . متولد در بریه بسال 1624م . وی از کارمندان زیردست فوکه بود و پس از مغضوب گشتن...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۱۸ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.