پی
نویسه گردانی:
PY
پی . (اِ) نام حرف شانزدهم از حروف یونانی و نماینده ٔ ستاره های قدر شانزدهم و صورت آن اینست : p
واژه های همانند
۲۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
ملائک پی . [ م َ ءِ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) رجوع به ملایک پی شود.
فرمت PDF توسط شرکت Adobe طراحی شده و مخفف Portable Document Format است ، به معنای فرمت سند قابل انتقال. بدین معنی که شما یک فایل را با این فرمت ذخیره ...
زن پییر. (ا مرکب)، (زبان مازنی)، پدرزن.
تل پی تل مربوط به دوره عیلامیان است و در ۹ کیلومتری جنوب بوشهر بنام سبزآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۷۷۲ بهعنوان یکی ...
مورچه پی . [ چ َ / چ ِ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) ریش از بیخ زده . (ناظم الاطباء). مورچپه . مورچه په . شکلی از اشکال ریش . ریشی با مویهای کوتاه چون...
شی پییر. (ا مرکب)، (زبان مازنی)، پدر شوهر.
پی ماچان . [ پ َ / پ ِ] (اِ مرکب ) پای ماچان . صف نعال . کفش کن : به پی ماچان غرامت بسپریمن غرت یک وی روشتی از اما دی . حافظ (بلهجه ٔ شیرازی )...
پی گشتن . [ پ َ/ پ ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) پی گردیدن . تفحص کردن و جستجو نمودن و دنبال کسی یا چیزی بودن . (فرهنگ نظام ).
گسسته پی . [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب )از صفات کمان است . (آنندراج ). بریده زه : ز بس کشید نم از آب چشم پرخونم سپهر حال کمان ...
ملایک پی . [ م َ ی ِ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) کنایه از مبارک پی و خوش قدم و مبارک قدم باشد. (برهان ) (آنندراج ). مبارک پی است . (انجمن آرا). خوش ق...