اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

پیش افتادن

نویسه گردانی: PYŠ ʼFTADN
پیش افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) ۞ پیش اوفتادن . تقدم یافتن . مقدم شدن . جلو افتادن .تقدم پیدا کردن . پیشی جستن . سبقت گرفتن . || تفوق یافتن . برتری یافتن ۞ . || حادث شدن . روی نمودن . رخ دادن : که از آنچه نهاده باشد خبری ندهد که داند که چون ما بازگشتیم مهمات بسیار پیش افتد و تا روزگار دراز نپردازیم . (تاریخ بیهقی ص 15 چ فیاض ) و بیرون این کارهای دیگر پیش افتد و همه فرایض است . (تاریخ بیهقی ص 285).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.