اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تار تنندو

نویسه گردانی: TAR TNNDW
تار تنندو. [ رِ ت َ ن َن ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) تار عنکبوت . تاری که تارتنک سازد خانه ساختن را :
ز باریکی و سستی هر دو پایم
تو گویی پای من تار تنندوست ۞ .

آغاجی (از آنندراج ).


شود در پناهت چو سد سکندر
اگر خانه سازم ز تار تنندو.

امیرمعزی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.