اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تازانه

نویسه گردانی: TAZʼNH
تازانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) ۞ مخفف تازیانه است که قمچی باشد. (برهان ) (آنندراج ). مخفف تازیانه . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ) (انجمن آرا). تازیانه . (شرفنامه ٔ منیری ). شلاق . محمد معین در حاشیه ٔ برهان آرد: از تازان + ه (آلت )، پهلوی تاچانک : ۞
گر ایدونکه تازانه بازآورم
مگر سر بکوشش [ فراز ] آورم .

فردوسی (از شرفنامه ٔ منیری ).


من این درع و تازانه برداشتم
بتوران دگر خوار بگذاشتم .

فردوسی .


شوم زود تازانه بازآورم
اگرچند رنج دراز آورم .

فردوسی .


یکی بنده تازانه ٔ شاه را
ببرد و بیاراست درگاه را
سپه را ز سالار و گردنکشان
جز آن تازیانه نبودی نشان .

فردوسی .


پرستنده تازانه ٔ شهریار
بیاویخت از درگه ماهیار.

فردوسی .


بزد بر سر مرد تازانه چند
فکندن همی خواست دم ّ ۞ سمند.

اسدی (از فرهنگ جهانگیری ).


سر تازانه خسرو اندرآخت
خرقه زآن جایگه برون انداخت .

سنائی .


گر به تشریف قبولم بنوازی ملکم
ور به تازانه ٔ قهرم بزنی شیطانم .

سعدی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.