تریغ
نویسه گردانی:
TRYḠ
تریغ. [ ت َ رَی ْ ی ُ ] (ع مص ) تر گردیدن ترید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تر گردیدن ترید به نان خورش . (از اقرب الموارد). تروغ . (اقرب الموارد). رجوع به مصدر مزبور شود.
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
(= ترجیحا): برای مقایسه دو چیز به کار می رود به گونه ای که انجام یکی بر دیگری ترجیح داده شود یا حتمی تر باشد. (فرهنگ بزرگ سخن). همتای پارسی این عبارت...
طریق الزنبجیار. [ طَ قُزْ زَم ْ ب َج ْ ] (اِخ ) ۞ یکی از جاده های عمومی مسافرتی بین اشبیلیه و قرطبه است . (الحلل السندسیه ج 1 ص 134).