تریق
نویسه گردانی:
TRYQ
تریق . [ ت َ رَی ْ ی ُ ] (ع مص ) نمایان شدن و درخشیدن سراب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). روان شدن و جنبیدن و درخشیدن سراب روی زمین . (از اقرب الموارد). روان شدن و جنبیدن سراب روی زمین . (از المنجد).
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۸ ثانیه
(= ترجیحا): برای مقایسه دو چیز به کار می رود به گونه ای که انجام یکی بر دیگری ترجیح داده شود یا حتمی تر باشد. (فرهنگ بزرگ سخن). همتای پارسی این عبارت...
طریق الزنبجیار. [ طَ قُزْ زَم ْ ب َج ْ ] (اِخ ) ۞ یکی از جاده های عمومی مسافرتی بین اشبیلیه و قرطبه است . (الحلل السندسیه ج 1 ص 134).