توخالی
نویسه گردانی:
TWḴALY
توخالی . (ص مرکب ) کاواک . مجوف . اجوف . مقابل توپر، مصمت ، رُسْت . بی مغز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || دروغین . (یادداشت ایضاً).
- تشر توخالی ؛ دعوی بی معنی . تهدیدی بی قدرت انجام آن . توپ خالی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- توپ توخالی ؛ تشر توخالی . تهدید توخالی .
- وعده های توخالی ؛ وعده های دروغین .
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
tuxāli؛ تو واژه ی فارسی و خالی عربی است؛ همتای پارسی این است: تووینگ (دری) ***فانکو آدینات 09163657861
کنایه از این است در صورت ظاهر کار پر مدعا بودن اما در انجام آن ناتوان بودن است.
بسر برشو این گنبد آبگون را - بهم بشکن این طبل خالی میان را (پروین...