اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تول

نویسه گردانی: TWL
تول . (اِخ ) ۞ شهر و مرکز یکی از ولایات در ایالت مورت اموزل ۞ فرانسه است که 12100 تن سکنه دارد. این شهر موطن گوویون سن سیر ۞ است و در گذشته یکی از سه اسقف نشین های مستقل فرانسه بود و در سال 1252 م . هانری دوم آن را اشغال کرد و در سال 1648 م . بر طبق قرارداد وستفالی به تصرف دولت فرانسه درآمد. این ولایت دارای 5 بخش و 116 قصبه و 51000 تن سکنه است . (از لاروس ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
طول . (ع ص ، اِ) ج ِ اطول و طولی ̍.
طول . (ع اِمص ، اِ) عمر. || غیبت . || درنگی . (منتهی الارب ). طُوَل . رجوع به طُوَل شود. طیل . (منتهی الارب ). || پهلوی مربع. (التفهیم ص ...
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: داگر dâgr (پهلوی: dagr)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی اینهاست: آیوس āyus (سنسکریت) اِژوان ežvān (سغدی: žvāni).
طول در این ویریست [سغدی] (ترکیب)، به واتای [کردی] (معنی) مدت است؛ هنگامی که گفته می شود در طول سفر با هم گفتگو کردیم، یعنی در مدتی که با هم در سفر بود...
طول لات . (اِخ ) دهی جزء دهستان رحیم آباد بخش رودسر شهرستان لاهیجان در 8 هزارگزی جنوب باختری رحیم آباد کنار رودخانه ٔپلرود با 95 تن سکنه . آب...
سبع طول . [ س َ ع ِ طُ وَ ] (اِخ ) هفت سوره ٔ دراز قرآن . (مؤلف ). رجوع به سبع طوال شود.
طول بلد. [ ل ِ ب َ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بُعدِ آن باشد از مشرق یا مغرب . بعدش است از نهایت آبادانی ، خواهی این بعد را به معدل النها...
طول عمر. [ ل ِ ع ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) درازی عمر. عمر دراز.
طول آرام . (اِخ ) دهی از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان در 6 هزارگزی جنوب خاوری مینودشت . دامنه ، معتدل مالاریائی با 120 تن سک...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۴ ۳ ۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.