ته
نویسه گردانی:
TH
ته . [ ت ُه ْ ] (اِ) تفو را گویند که آب دهن است و آب دهن انداختن را هم گفته اند. (برهان ) (از آنندراج ). تف و آب دهن . (ناظم الاطباء). رجوع به تف و تفو شود.
واژه های همانند
۹۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
طه . [طا ها ] (اِخ ) (افندی ) انور. وی صرّاف محکمه ٔ ملّی اسکندریه بود. او راست مختصری لطیف و تألیفی عالی در قواعد چهار عمل اصلی علم حساب...
طه . [ طا ها ] (اِخ ) الاسکندری . وی آموزگار علوم عربی در مدرسه ٔ خلیل آغا درقاهره ٔ مصر و از خدام مقام حضرت ابراهیم علیه السلام واقع در مصر ب...
طه . [ طاها ] (اِخ ) ابن مهنا الجبرینی الشافعی المحتد الحلبی المولد، العالم الفاضل المتقن العلامة المحقق واحدالدهر فی الفضائل . وی مفسرو محد...
طه . [ طاها ] (اِخ ) ابن محمد الدمیاطی . وی در سابق مصحح چاپخانه ٔ بولاق بوده و بسال 1325 هَ . ق . وفات یافته است . او راست کتابی بنام «کف...
طه . [ طا ها ] (اِخ ) ابن محمد البیقونی . رجوع به «عمر» (الشیخ طه البیقونی ) در معجم المطبوعات ج 2 ستون 1223 شود.
طه . [ طا ها ] (اِخ ) ابن ابراهیم الاربلی . صاحب فوات الوفیات در ذیل نام وی به ایراد دو بیت ازاشعار او بسنده کرده و گوید «من شعره » : دع ...
طه . [ طا ها ] (اِخ ) نام سوره ٔ بیستم از قرآن کریم . شماره ٔ آیات آن یکصدوسی وپنج و نزول آن در مکه ٔ معظمه است و قبل از سوره ٔ انبیاء و پس ...
طح . [ طَح ح ] (ع مص ) گُستردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || به پاشنه خراشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). || مالیدن ...
تنگ طه نام یکی از روستاهای شهرستان داراب است که تا مرکز شهر 35 کیلومتر فاصله دارد اهالی این روستا از روستای تاریخی نوایگان به این روستا آمده اند و در ...
علی طه . [ ع َ طا ها ] (اِخ ) (علی محمود...) وی مهندس و ادیب و شاعر و نویسنده بود، در سال 1320 هَ . ق . در منصورة متولد شد و از مدرسه ٔ هندسه ٔ...