اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تیغبازی کردن

نویسه گردانی: TYḠBAZY KRDN
تیغبازی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جنگ و ستیز با شمشیر کردن . شمشیربازی کردن . مبارزه کردن با شمشیر و جز آن :
که با دشمنم تیغبازی کنید
بدینگونه در جنگ بازی کنید.

فردوسی .


بمی در همی تیغبازی کنید
میان یلان سرفرازی کنید.

فردوسی .


زره پوشم ار تیغبازی کنی
کمر بندم ار صلح سازی کنی .

نظامی .


ولیکن چو شه تیغبازی کند
سر تیغ او سرفرازی کند.

نظامی .


رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده ٔ قبل شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.