گفتگو درباره واژه گزارش تخلف جالینوس نویسه گردانی: JALYNWS جالینوس . (اِ) نام نوائی است : بلبل همی سراید چون باربدقالوس و قفل و رومی و جالینوس .اسدی (لغت فرس ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۸ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۲ ثانیه واژه معنی جالینوس جالینوس . (اِخ ) نام یکی از سرداران ایرانی که در جنگ با اعراب شرکت داشت و شکست خورد. (تاریخ گزیده ج 1 ص 174). جالینوس جالینوس . (اِخ ) ۞ نام یکی از حکمای کرام ۞ . او طبیب هشتم است از طبیبان که هریک بیمثل زمان خود بوده اند اول ایشان اسقیلپیدس دوم غور... جالینوس جالینوس جالینوس1، پزشک، فیلسوف، منطقدان و عالم بلاغت یونانی. وی بزرگترین پزشک دوران متأخر باستان، و در کنار افلاطون، ارسطو، اقلیدس، ارشمیدس، بقراط،... قبة جالینوس قبة جالینوس . [ ق ُب ْ ب َ ت ِ ] (اِخ ) جائی است در مصر. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ). جالینوس ثانی جالینوس ثانی . [ س ِ ] (اِخ ) لقب علاءالدین ابوالحسن علی بن حازم مکی قرشی است . رجوع به علاء الدین شود. جالینوس العرب جالینوس العرب . [ سُل ْ ع َ رَ ] (اِخ ) لقب محمدبن زکریای رازی فیلسوف و طبیعی دان و طبیب بزرگ ایران و عالم اسلامی . (تاریخ علوم عقلی ص 165... جالینوس القلوزی جالینوس القلوزی . [ سُل ْ ق َ ] (اِخ ) همان جالینوس طبیب معروف یونانی است . رجوع به جالینوس شود. جالینوس برغامسی جالینوس برغامسی . [ س ِ ب َ م ِ ] (اِخ ) همان جالینوس طبیب معروف یونانی است . رجوع به جالینوس شود. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود