گفتگو درباره واژه گزارش تخلف جانفشان کردن نویسه گردانی: JANFŠAN KRDN جانفشان کردن . [ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جانفشانی کردن . جان را فدا کردن . جان فشاندن . جان را براه کسی دادن : کدام روز دگر جان بکار بازآیدکه جانفشان نکنی روز وصل بر جانان .سعدی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود