جلویز. [ ج ِ ] (اِ) بمعنی کمند باشد که بعربی مقود خوانند. || (ص ) بمعنی مفسد و غماز هم آمده است . (برهان )
: روا نبود زندان و بندوبست تنم
۞ اگر نه زلفک مشکین او بدی جلویز.
(حاشیه ٔ برهان چ معین از لغت فرس
173). آقای دکتر معین در حاشیه ٔ برهان عقیده دارد که این بیت برای معنی اول (کمند) انسب است . (حاشیه ٔ برهان ). || برگزیده و انتخاب کرده را نیز گویند. (برهان ).