جمع. [ ج ِ ] (ع اِ) دوشیزه . || همه . (منتهی الارب ). رجوع به جُمْع شود.
جمع. [ ج ُ ] (ع اِ) مشت فراهم آورده . (منتهی الارب ). جمع الکف ؛ هنگامی است که مشت را جمع کنند، گفته میشود: ضربته بجُمع کفّی . (ازاقرب الموا...
جمع. [ ج ُ م َ ] (ع اِ) ج ِ جَمْعاء. (منتهی الارب ). رجوع به جمعاء شود. || ج ِ جمعه ، بمعنی آدینه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع ب...
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ آریت ãrit (سغدی: ãżit)، 2ـ پنگ peng (لری)، 3ـ هاروب hârub (مانوی: harub)
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: ناماریت nâmârit (سنسکریت: nâma نام؛ + آریت. جمع. از سغدی: آذیت ãżit) *
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: دانمازیت dānmāzit؛ دانم dānm در پهلوی به معنی حاصل و آزیت در سغدی آذیت بوده به معنی جمع است.