گفتگو درباره واژه گزارش تخلف جنم نویسه گردانی: JNM جنم . [ ج َ ن َ ](اِ) شکل و هیأت . صورت . قیافه . (ناظم الاطباء). || ذات . سرشت . طبیعت . (فرهنگ فارسی معین ): جنم فلانی بد است ، فلانی بدجنم است ؛ بدخو و بدخلق است . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه واژه معنی جنم وجود نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود