اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

جون

جون . [ ج َ وَ ] (اِ) چوبی باشد که در زیر آن غلطکها نصب کنند و بر گردن گاو بندند و بر بالای غله ای که از کاه جدا نشده باشد بگردانند تا غله از کاه جدا شود. (برهان ) ۞ . || یواشن . منسفه ، آن پنجه ایست که بدان خرمن باد دهند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
جون . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) گیاه سبز مایل بسیاهی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سرخ . (منتهی الارب ). || سپید. || سیاه . (منتهی الارب )...
جون . (ع اِ) (اصطلاح جغرافیا) قطعه ای از دریا که بسیار در خشکی وارد شود. (از محیطالمحیط). خلیج . رجوع به خلیج شود. || ج ِ جَون . (اقرب المو...
جون . [ ج ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ جونة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جونة شود.
جون . [ ج َ ](اِخ ) بنوالجون ؛ قبیله ایست از ازد. (منتهی الارب ).
جون . [ ج َ ] (اِخ ) نام رودخانه ایست عظیم در هندوستان . (برهان ).
جون . [ ج َ ] (اِخ ) ابن قتادة. از صحابیان یا تابعیان است . (منتهی الارب ).
(جَون jawn مانند کَون به معنی عالم بالا؛ در هر دو واژه واو خوانده نمی شود؛ یکی از هفت ستاره ی خرس بزرگ) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: ان...
حسن جون . [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران در 4هزارگزی شمال طالقان . کوهستانی و سردسیر است . 401 تن سکنه ...
جون دارو. (اِ مرکب ) معجونی است که هندوان ساخته اند و آن معجون سلاحه است . و این جون دارو در جذام بکار است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع ب...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید