اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

چریدن

نویسه گردانی: CRYDN
چریدن . [ چ ُ دَ ] (مص ) درلهجه ٔ قزوینی ، ۞ پوسیدن .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
چریدن . [ چ َ دَ ] (مص ) ۞ گیاه خوردن ستوران و چارپا، نسبت آن بسوی طیور نیز آمده . (آنندراج ). گیاه خوردن و علف خوردن چارپا، در باغ و صحرا...
چُ. چکیدن آب از چیزی در گویش کازرونی. نیز چُر گرُفتن و چُراندن(ع.ش)
به لهجه اصفهانی یعنی توجه کردن. مثلاً چریدی معلم چه گفت ؟ به معنی متوجه شدی که معلم چه گفت ؟
گیا چریدن . [ چ َ دَ ] (مص مرکب ) مخفف گیاه چریدن . علف خواری کردن . در گیاه زار چرا کردن . رجوع به گیاه چریدن شود.
گیاه چریدن . [ چ َ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به گیا چریدن شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.