اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

چهارمیخ کردن

نویسه گردانی: CHARMYḴ KRDN
چهارمیخ کردن . [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) استوار کردن و بستن با چهارمیخ . چهارمیخه کردن . || به چهارمیخ کشیدن . بند کردن :
ببر طناب هوس پیش از آنکه ایامت
چهار میخ کند زیر خیمه ٔ خضرا.

خاقانی .


|| لواطه کردن . (فرهنگ خطی ). رجوع به چارمیخ کردن شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.