اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

چیره زبانی

نویسه گردانی: CYRH ZBANY
چیره زبانی . [ رَ / رِ زَ ] (حامص مرکب ) زبان آوری . سخندانی . فصاحت . بلاغت . گشاده زبانی :
جوانی گذشت و چیره زبانی
طبعم گرفت نیز گرانی .

رودکی .


به خاموش چیره زبانی دهد
به فرتوت زور جوانی دهد.

اسدی (گرشاسب نامه ).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.