حاجی
نویسه گردانی:
ḤAJY
حاجی . (اِخ ) یا حاج (ملک ) مظفر. صاحب قاموس الاعلام ترکی گوید از سلسله ٔ غلامان ترک و هیجدهمین آنان که در مصر حکومت رانده اند پسر ملک ناصرالدین محمدبن قلاوون ، او پس از برادر خودملک کامل شعبان بر مسند حکمرانی جلوس کرد در 747 هَ. ق . و پس از یک سال یکی از امراء وی او را بکشت .
واژه های همانند
۲۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
قشلاق حاجی لار. [ ق ِ ](اِخ ) دهی از دهستان دیزمار باختری بخش ورزقان شهرستان اهر واقع در 36 هزارگزی شمال باختری ورزقان و 25هزارگزی ارابه ر...
گمار حاجی غلام . [ گ ُ غ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول که در 25هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ شوشتر به د...
کلاته حاجی آقا. [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نوده چناران بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد است . محلی کوهستانی و سردسیر است . سکنه 112 تن ، آب ...
کلاته حاجی ولی . [ ک َت ِ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد. محلی جلگه ای و سردسیر است باسکنه ٔ 509 تن . آب آن...
کلاته حاجی خان . [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پساکوه بخش کلات شهرستان دره گز. دردامنه و سردسیراست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)...
کلاته حاجی علی . [ ک َ ت ِ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد. محلی کوهستانی و سردسیر است . (از فرهنگ جغرا...
حاجی سعید کمانگر.[ س َ ک َ گ َ ] (اِخ ) نام دهی است از مشهد سر. رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 117 شود.
حاجی محمد کشمیری . [ م َ ح َم ْ م َ ک َ ] (اِخ ) یکی از علما و شعرای هندوستان است . او به زمان اکبرشاه در دهلی میزیست و عده ای کثیر از طلاب د...
حاجی مصطفی پاشا. [ م ُ طَ فا ] (اِخ ) وی قائد سپاهی بود که در عصر سلطان احمدخان پادشاه عثمانی به ایران آمد و در آنجا بعضی پیشرفت ها کرد و د...
حاجی نوروز خاتون .[ ن َ ] (اِخ ) زوجه ٔ عادل آقا بوده است و عادل آقا ابتدا شحنه ٔ بغداد بود و بتدریج در دستگاه ایلکانیان ترقی یافته از امرای ...